مدارس روستا

مدارس روستا

دراین روستا تمام مقاطع تحصیلی با 12 معلم در کلاسها تدریس میگردد 

که نام  مدرسه راهنمایی آن حیدربابا  و مدرسه دخترانه  آن کوثرومدرسه

پسرانه امام سجاد(ع) می باشد

نمایی از مدرسه حیدربابا 


نمایی از مدرسه حیدربابا 

 

نمایی از مدرسه حیدربابا 

نمایی از مدرسه حیدربابا 

نمایی از مدارس کوثر وامام سجاد(ع)

نمای از زمین ورزش دانش آموزان (متاسفانه )

نوشته شد توسط رضا اسداللهی 

مسجد امام رضا(ع) و گورستان روستای نوقادی

مسجد وگورستان روستا

در این روستا مسجد امام رضا قرار دارد که بنا  اولیه آن  بوسیله کربلا

جعقرقلی  اسداللهی که آن زمان روحانی روستا و منطقه بوده صورت

 گرفته وچگونگی ساخت این مسجد بوسیله حاج واله اسداللهی فرزند

      مرحوم جعفر قلی اسداللهی بشرح ذیل می باشد:

راوی چگونگی ساخت مسجد حاج واله اسداللهی در کنار پسر خواهرخویش حاج التفات اسلامی 

معجزه ساخت مسجد 

پدرم نقل می کرد که بیشتر از 100 سال پیش در حوالی این روستا 3

روستای کوچک بود که بدلیل حمله راهزنان به روستائیان امنیت کافی

نداشتند کربلا محمد نامی پیشنهاد می دهد که 3 روستا باهم متحد

شوند ودرجای فعلی روستایی را بنا نمایند تا از گزند راهزنان درامان بمانند

پس از اسکان روستائیان کربلا جعفرقلی (پدرم ) به فکر می افتد که در

این محل مسجدی  را بنا نماید محلی را برای بنای مسجد در نظر می

گیرد وبا مالک آن وارد مذاکره می شود مالک آن زمین هم کسی نبوده بجز

کربلا محمد که بیان می کند زمین که به پول نیست آنرا بردار در ثانی زمین

ازمن وساخت از تو تا من نیز در ثواب آن سهیم شوم  ولی کربلا جعفرقلی

اصرار می کند که برای مسجد ،زمین را می خواهد ،باید پول آنرا بگیرد

وبعداز مذاکرات زیاد صاحب زمین اعلام می دارد در عوض زمین یک راس بز

به او بدهد وکربلا جعفر قلی توافق می نماید که یک بز با بچه اش به او

بدهد وشروع می کند به کندن خندق زیر دیوار ها تا بنای مستحکمی

بسازد فرزندانش که می بینند پدرشان مشغول کار شده است آنها نیز وارد

کار می شوند اما کربلا جعفر قلی از کار آنها ممانعت بعمل می آورد وشرط

می گذارد که در عوض کار باید مزد بگیرند وپسرانش ابراهیم – حسین و

حسن قبول می کنند  تا شب خندق کنده می شود صبح زود که بیدار می

شوند تا کارشان را ادامه دهند می بینند کربلا جعفرقلی داردخندق ها پر

میکند می پرسند چرا این کار را می کنی ؟ جواب می شنوند که در خواب

دیده است که مسجد کوچک است به مساحت آن باید بیافزاید این بار با

وسعت زیاد شروع به کندن خندق می کنند وتانیمه های شب کار ادامه

می یابد وباز فردا می بینند که کربلا جعفر قلی مشغول پر کردن خندق

هاست پچ پچ می کنند که گویا دیوانه شده است ولی می شنوند که در

خواب مساحت دقیق مسجد به اوگفته شده است با طنابی که با علف

می سازدنقطه ای را پیدا می کند واز آن نقطه به هرطرف 24 متر اندازه

می گیرد و جای کندن خندق ها را مشخص می نماید و شروع به کندن

می نمایند کمی که خندق را می کنند متوجه می شوند زبر خندق ها

تماماً با سنگ های بزرگ پی ریزی شده است ودر مسیرکندن به قبری

می رسند می مانند که چه کار کنند کار را متوقف می کنند وکربلا جعفر

قلی می گوید سعی می کنم در خواب با این مرحوم تماس برقرار کنم و

تکلیف را مشخص کنم در خواب می بیند که این قبر فرد مومنی می باشد

واو بیان می کند که دقیقاً همین محل قبلاً مسجد بوده وقبر من نیز در زیر

دیوار آن بوده باز مزار مرا در زیر دیوار مسجد قرار دهید بعداز ساختن دیوارها

 یکی از ستون های مسجد برای ساخت سقف کم می آبد کربلا جعفر

قلی برای پیدا کردن ستون به روستا های اطراف سر می زند در روستای

برزندیق 3 عدد درخت بزرگ را پیدا می کند که برای ستون  نمودن مناسب

می باشند پس از جستجو متوجه می شودکه این درخت ها متعلق به

کربلا کریم کریم پور است وموضوع را بااو درمیان می گذارد ومی شنودکه

یکی از این درخت ها را نذر مسجد کرده است مانعی ندارد آنکه نزدیک

رودخانه است آنرا قطع کن وبا خودت ببر ولی فرزندان کربلا کریم سر می

رسند واورا منصرف می کنند که قرار است در روستای خودمان مسجدی

بسازیم و اینها را ستون آن مسجد خواهیم کرد کربلا جعفر قلی ناچاراً راه

روستای نوقدی را می گیرد و به روستا برمی گردد در راه برگشتن چنان

بارانی می بارد که تبدیل به سیل می گرددودرخت نزدیک رودخانه کربلا

کریم بوسیله سیل کنده می شود وآب آنرا تا کنار آسیاب جعفرقلی درکنار

رودخانه آورده وبه بیرون پرتاب می کند فردا صاحب درخت با فرزندانش در

پی درخت می آیند تاآنرا با خود ببرندو شاخه های اضافه آنرا می کنند

وبواسطه سنگینی بیش از حد نمی توانند آنرا از جایش حرکت بدهند کربلا

کریم به فرزندانش تفهیم می کند که این تیر(ستون) قسمت مسجد

نوقدی است هرقدر هم سعی کنید نخواهید توانست آنرا باخود ببرید

درنهایت منصرف می شوند وکربلا جعفرقلی با گاوی که از روستای پیغام

از آقای عباد می گیرد آنرا به روستا حمل می کند ودر سرجایش نصب می

کند و مسجد ساخته می شود ودر آنجا خودش نمازجماعت اقامه می کند

وبراساس اظهارات افراد مسن صدای بسیار گیرایی داشته است و وقتی

اذان می گفته تا فرسنگ ها صدایش شنیده می شده است

 

 

در سال 1362 فرزندانش (مرحوم حاج صالح و حاج واله اسداللهی )در تکمیل

کارپدرشان بک عدد منبر بزرگ را برای این مسجد وقف می نمایند  

     

  

ویکی از معجزات این مسجد آن است که اگر بانیت درست نذر بکنی

حاجتت برآورده می شود .

 

نمایی از مسجد امام رضا(ع)

نمایی ازداخل مسجد روستا 

روحانیون مشهور این روستا 

حجت الاسلام جعفر قلی اسداللهی اولین روحانی مقیم این روستا می باشد که بانی مسجد نبزبه شمار می رود که شرح آن در ساخت مسجد آورده شده است که در سال 1335 فوت نموده اند از جمله مشخصه های بارز این روحانی صدای زیبا و دلنشین وی بوده که خصوصاً در ماه رمضان مردم روستا با صدای آن برای صرف سحری بیدار می شدند که به نقل آگاهان صدای نوه او آقای سلطانعلی صیامی نشان از آن صدادارد که ساکن نصیرآباد تهران است 

حجت الاسلام شیخ جواد هادی 

ازروحانیان معنوی وخوب روستا بوده که صداقت وپاکیش زبانزاد عام وخاص

است حدود ده سال پیش به دیدار معشوق ره سپرد 

حجت الاسلام مرحوم شیخ جواد هادی

حجت الاسلام والمسلمین حاج اقا حدادی

اسشان متولد روستای همجوار پیغان بوده وبرای انجام مراسمات مذهبی وکفن ودفن ومجالس ترحیم به این روستا تشریف می آورند واز جمله روحانیون دانشمند وآگاه شهرستان کلیبر می باشند 

حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا حدادی 

مداحان روستا نوجه ده علیا 

میرزا محمد حاتمی 

وی در سال 1310 در روستای یوخاری نوغدی دریک خانواده متوسط بدنبا

آمد از کودکی با توجه به علاقه ای که به سوادآموزی داشت مسیر

چندکیلومتری بین روستا وپیغان بالا را حتی در برف وکولاک طی می کرد

وبه تحصیل علم وکمالات در مکتب خانه آن روستا می پرداخت تاجاییکه

عنوان میرزایی یا باسوادبودن را کسب نمود وبا توجه به آگاهیش حکم وقاضی

ومرجع حل اختلاف بین روستاییان گردید وبا قضاوت عادلانه موجبات

صلح وآشتی روستاییان می شد وبا توجه به صدای خوشی هم که داشت  

این صدا رادرخدمت دستگاه سروروسالار شهیدان قرار داد وبا نوحه سرایی

های سوزناک موجبات تلطیف دل عزادار روستاییان می شد که اهالی

روستا ازآن خاطرات به نیکی یاد می کنند همچنین میرزا درآن زمان که دارو ودرمان

کم بودبا دعانویسی های خویش از لحاظ روانی موجبات آرامش

وتسکبن دل دردمندان می شد ونقل می کنند اگر گوسفندی با گاوی از

گله عقب می ماند با دعاهای دهان بند گرگ سالم به روستا بر می

گشتند 

 

میرزا محمد حاتمی مداح روستا 

میرزامحمد حاتمی به همراه سومین نوه اش سعید حاتمی (شارح بیوگرافی پدربزرگش ) 

گورستان روستا 

این روستا درسمت دروازه شرقی آن دارای گورستان می باشدکه قبور

مقدس شهدا ومرحومین روستا درآن دفن گردیده است که در روستا

مزار دو شهید بنام های حکمعلی نظری و عبدالعلی آهمه به چشم

می خورد 

 

گورستان روستای نوجده علیا

در فوت یکی از اهالی تمام مردم روستا مشارکت می نمایند ودر دفن

وکفن ونماز میت ومراسم خاک سپاری ومجالس شام غریبان و ترحیم

شرکت می نمایند وبرای کمک به خانواده معزا کلیه اهالی روستا میزان

مصوب وتوافق روستائیان که حداقل آن اکنون 50.000 ریال می باشد

پرداخت می نمایند که به لهجه محلی به آن ((یاسلاما)) می گویند وکلیه

اهالی روستا درمجلس ترحیم که عمدتاً قبل از ظهر برگزار می گرددبرای

صرف ناهار واحسان مرحوم به مسجد امام رضا(ع) دعوت می شوند

مزار مطهر یکی از شهدای روستا 

در روستا بعداز صرف احسان کلیه اهالی سر قبر تازه درگذشته رفته

وبرای شادی روحش فاتحه ای قرائت می نمایند وصبح زود همان روز

زنان نیز بر مزار تازه درگذشته رفته وشیون و زاری نموده وفاتحه ای

می خوانند

 

فاتحه خوانی برمزار تازه درگذشته توسط اهالی بعداز صرف ناهار

نوشته شد توسط رضا اسداللهی 

ساکنان روستا

 

 وجمعیت  آن  بالغ  بر  650 نفر  می رسد  حدود  350  نفر زن  و 300 نفر

مرد ترکیب جنسیتی آن می باشد

 

ساکنان فعلی روستا

 

دراین روستا به ترتیب حروف الفبا خانواده های ذیل زندگی می کنند

 

آبرز - آقایی - آهمه- امانی – باباپور- بیدخت -پناهی - پورجعفر –پورحسن

 پورعبدی -پورعلی - تقی زاده -جعفری -حاتمی - حسن زاده - حسین نژاد

 

  حضرتی  -  خانزاده –  خانی -  خدادادی - رضاییشکری – عبدالهی 

 عبدی زاده – علیپور - عیدی - قربانی  - محرمی - محمدپور -  محمدی

  محمدیان - مطلبی -موسی زاده–نجفی -نظری نورآذر–ولی پور و... 

 

 

ازراست به چپ آقایان 

 

ازراست به چپ آقایان 

 

ازراست به چپ آقایان 

 

ازراست به چپ آقایان 

ازراست به چپ آقایان 

ازراست به چپ آقایان 

 

ازراست به چپ آقایان 

ازراست به چپ آقایان 

عکسی قدیمی از اهالی روستا در کنار معلمان که اکثر آنها به رحمت الهی رفته اند

ازراست به چپ آقایان 

نوشته شد توسط رضا اسداللهی 

معرفی جغرافیای روستای نوجه ده علیا

 

این  روستا  از  توابع  شهرستان کلیبر  در حدود یازده کیلومتری  آن  قرار  دارد

وبا روستاهای پیغان(پیغام ) - دمریق (دوموروق)  ولندران - سهریق  -  علویق

حرماقان علیا و اسبه قلیان همسایه می باشد 

 

 

 

نماهایی از محل قرار گرفتن روستا در پایین کوهستان قره داغ

از کنار آن رودخانه پیغان چایی می گذرد وبر زیبایی آن افزوده است

 رودخانه ای که در جنوب روستا جریان دارد

 

درکنار روستا کوه قره داغ باارتفاع حدود 2000متر سربه فلک گذاشته است

نمایی از روستا در دامنه کوه قره داغ 

نمایی دیگر ارروستا 

نمایی دیگر از روستا نوجه ده بهشتی 

نمایی دیگر از یوخاری نوقادی

 

 

 

 

وجه تسمیه نام این روستا :نوقادو  یا نوقادی

نام نوقا از نام نوقاخان  نوه چنگیز خان مغول  ریشه گرفته است. نوقایی ها

اقوام بیابانگردی بودند که در سده سیزدهم میلادی کنترل نواحی رود دانوب

 را  بدست گرفتند.  بعدها  در منطقه دریای  سیاه  حوالی  اوکراین  امروزی

مستقر  شدند. در  سده  نوزدهم  میلادی شمار زیادی  از افراد  این قوم به

مناطق  مختلف  کوچ  کردند. شماری به رومانی و ترکیه  رفته  برخی نیز در

روسیه و قفقاز سکنی گزیدند. آنهایی که در ترکیه بودند بدلیل سیاست تک

زبانی ترکیه و همگون سازی  بتدریج  ترک زبان  شدند و زبان نوقایی امروزه

تنها میان افراد سالخورده نوقایی در ترکیه مورد استفاده است گروهی دیگر

به ایران مهاجرت کرده و در آذربایجان  ساکن شدندو در جنگ چالدران شاهد

رشادت های  این  طایفه  بوده ایم   و این  طایفه در روسیه به  آنها  برچلی

طایفه  سی  گفته  می شود  که  قره پاپاخ ها  نیز از جمله آنها می باشند

و شاید این  روستا  از  محل هایی بوده که  آنها  برای  سکونت  برگزیده اند

وبراساس نظریه اتنو توپونیوم (ملت زمین ) این روستا بنام روستای نوقادو یا

نوقادی نامگذاری شده است 

 

نقل از ویکی پدیا

 

دروبلاگ نوجه ده علیا درباره این روستا آمده است

روستای نوجه ده یکی ازروستاهای بزرگ شهرستان  کلیبر  می باشد که

در فاصله  ۱۵کیلومتری این شهر ودر ۵۰کیلومتری شهرستان اهرمی باشد

این روستا به چهار نام مشهوراست نوجه ده علیا، نوجه ده بهشتی ،نوجه

ده کریمی  و یوخاری  نوقدی  که  نشان  از  قدمت  این  روستا دارد اززمان

سلسله   قاجاریه  وجود داشته و حدود  یک  صد سال  پیش به  همین جا 

کنونی انتقال یافته است وجود یک سد بر رودخانه اطراف آن وموقعیت عالی

آن وزیبایی های طبیعی آن وداشتن جاهای سبز ومکان های گردشگری به 

روستا موقعیت خاصی داده است وشغل بیشتر مردم دامپروری وکشاورزی 

وباغداری ونوغان داری می باشد

نوشته شد توسط رضا اسداللهی  

 

معرفی روستای نوجه ده بهشتی یا نوجه ده کریمی یا نوجه ده علیا یا یوخاری نوقادی (نوقدی)

معرفی روستای نوجه ده بهشتی یا نوجه ده کریمی یا نوجه ده علیا یا یوخاری نوقادی (نوقدی)

بنام منان متعال که زمین راآفرید تا خلایق بر روی آن سکنی گزینند و درآن به

آرامش برسند و  در  این زمین  در  این وبلاگ ما شما را دعوت خواهیم کرد به

آدرس  قاره  آسیا   - خاور  میانه  - کشور   ایران  -  استان   آذربایجان  شرقی

شهرستان کلیبر ده کیلومتری کلیبر به روستای نوجه ده بهشتی که حقاً نام

آخر  آن  گویای  واقعی  مشخصات  این  منطقه  یعنی  بهشت است و من  به

نمایندگی از اهالی این روستا شما را با روی  باز و صمیمی دعوت  می کنم از

این روستا دیدار بعمل بیاورید و صباحی را مهمان اهالی خونگرم  و مهمان نواز

این روستا باشید

                                      دیدگان پهن نموده ایم زیراقدام پرمهرتان 

 

                                                       مشتاق دیدارتان

نگارش توسط رضا اسداللهی