مسجد وگورستان روستا
در این روستا مسجد امام رضا قرار دارد که بنا اولیه آن بوسیله کربلا
جعقرقلی اسداللهی که آن زمان روحانی روستا و منطقه بوده صورت
گرفته وچگونگی ساخت این مسجد بوسیله حاج واله اسداللهی فرزند
مرحوم جعفر قلی اسداللهی بشرح ذیل می باشد:

راوی چگونگی ساخت مسجد حاج واله اسداللهی در کنار پسر خواهرخویش حاج التفات اسلامی
معجزه ساخت مسجد
پدرم نقل می کرد که بیشتر از 100 سال پیش در حوالی این روستا 3
روستای کوچک بود که بدلیل حمله راهزنان به روستائیان امنیت کافی
نداشتند کربلا محمد نامی پیشنهاد می دهد که 3 روستا باهم متحد
شوند ودرجای فعلی روستایی را بنا نمایند تا از گزند راهزنان درامان بمانند
پس از اسکان روستائیان کربلا جعفرقلی (پدرم ) به فکر می افتد که در
این محل مسجدی را بنا نماید محلی را برای بنای مسجد در نظر می
گیرد وبا مالک آن وارد مذاکره می شود مالک آن زمین هم کسی نبوده بجز
کربلا محمد که بیان می کند زمین که به پول نیست آنرا بردار در ثانی زمین
ازمن وساخت از تو تا من نیز در ثواب آن سهیم شوم ولی کربلا جعفرقلی
اصرار می کند که برای مسجد ،زمین را می خواهد ،باید پول آنرا بگیرد
وبعداز مذاکرات زیاد صاحب زمین اعلام می دارد در عوض زمین یک راس بز
به او بدهد وکربلا جعفر قلی توافق می نماید که یک بز با بچه اش به او
بدهد وشروع می کند به کندن خندق زیر دیوار ها تا بنای مستحکمی
بسازد فرزندانش که می بینند پدرشان مشغول کار شده است آنها نیز وارد
کار می شوند اما کربلا جعفر قلی از کار آنها ممانعت بعمل می آورد وشرط
می گذارد که در عوض کار باید مزد بگیرند وپسرانش ابراهیم – حسین و
حسن قبول می کنند تا شب خندق کنده می شود صبح زود که بیدار می
شوند تا کارشان را ادامه دهند می بینند کربلا جعفرقلی داردخندق ها پر
میکند می پرسند چرا این کار را می کنی ؟ جواب می شنوند که در خواب
دیده است که مسجد کوچک است به مساحت آن باید بیافزاید این بار با
وسعت زیاد شروع به کندن خندق می کنند وتانیمه های شب کار ادامه
می یابد وباز فردا می بینند که کربلا جعفر قلی مشغول پر کردن خندق
هاست پچ پچ می کنند که گویا دیوانه شده است ولی می شنوند که در
خواب مساحت دقیق مسجد به اوگفته شده است با طنابی که با علف
می سازدنقطه ای را پیدا می کند واز آن نقطه به هرطرف 24 متر اندازه
می گیرد و جای کندن خندق ها را مشخص می نماید و شروع به کندن
می نمایند کمی که خندق را می کنند متوجه می شوند زبر خندق ها
تماماً با سنگ های بزرگ پی ریزی شده است ودر مسیرکندن به قبری
می رسند می مانند که چه کار کنند کار را متوقف می کنند وکربلا جعفر
قلی می گوید سعی می کنم در خواب با این مرحوم تماس برقرار کنم و
تکلیف را مشخص کنم در خواب می بیند که این قبر فرد مومنی می باشد
واو بیان می کند که دقیقاً همین محل قبلاً مسجد بوده وقبر من نیز در زیر
دیوار آن بوده باز مزار مرا در زیر دیوار مسجد قرار دهید بعداز ساختن دیوارها
یکی از ستون های مسجد برای ساخت سقف کم می آبد کربلا جعفر
قلی برای پیدا کردن ستون به روستا های اطراف سر می زند در روستای
برزندیق 3 عدد درخت بزرگ را پیدا می کند که برای ستون نمودن مناسب
می باشند پس از جستجو متوجه می شودکه این درخت ها متعلق به
کربلا کریم کریم پور است وموضوع را بااو درمیان می گذارد ومی شنودکه
یکی از این درخت ها را نذر مسجد کرده است مانعی ندارد آنکه نزدیک
رودخانه است آنرا قطع کن وبا خودت ببر ولی فرزندان کربلا کریم سر می
رسند واورا منصرف می کنند که قرار است در روستای خودمان مسجدی
بسازیم و اینها را ستون آن مسجد خواهیم کرد کربلا جعفر قلی ناچاراً راه
روستای نوقدی را می گیرد و به روستا برمی گردد در راه برگشتن چنان
بارانی می بارد که تبدیل به سیل می گرددودرخت نزدیک رودخانه کربلا
کریم بوسیله سیل کنده می شود وآب آنرا تا کنار آسیاب جعفرقلی درکنار
رودخانه آورده وبه بیرون پرتاب می کند فردا صاحب درخت با فرزندانش در
پی درخت می آیند تاآنرا با خود ببرندو شاخه های اضافه آنرا می کنند
وبواسطه سنگینی بیش از حد نمی توانند آنرا از جایش حرکت بدهند کربلا
کریم به فرزندانش تفهیم می کند که این تیر(ستون) قسمت مسجد
نوقدی است هرقدر هم سعی کنید نخواهید توانست آنرا باخود ببرید
درنهایت منصرف می شوند وکربلا جعفرقلی با گاوی که از روستای پیغام
از آقای عباد می گیرد آنرا به روستا حمل می کند ودر سرجایش نصب می
کند و مسجد ساخته می شود ودر آنجا خودش نمازجماعت اقامه می کند
وبراساس اظهارات افراد مسن صدای بسیار گیرایی داشته است و وقتی
اذان می گفته تا فرسنگ ها صدایش شنیده می شده است
در سال 1362 فرزندانش (مرحوم حاج صالح و حاج واله اسداللهی )در تکمیل
کارپدرشان بک عدد منبر بزرگ را برای این مسجد وقف می نمایند

ویکی از معجزات این مسجد آن است که اگر بانیت درست نذر بکنی
حاجتت برآورده می شود .

نمایی از مسجد امام رضا(ع)

نمایی ازداخل مسجد روستا
روحانیون مشهور این روستا
حجت الاسلام جعفر قلی اسداللهی اولین روحانی مقیم این روستا می باشد که بانی مسجد نبزبه شمار می رود که شرح آن در ساخت مسجد آورده شده است که در سال 1335 فوت نموده اند از جمله مشخصه های بارز این روحانی صدای زیبا و دلنشین وی بوده که خصوصاً در ماه رمضان مردم روستا با صدای آن برای صرف سحری بیدار می شدند که به نقل آگاهان صدای نوه او آقای سلطانعلی صیامی نشان از آن صدادارد که ساکن نصیرآباد تهران است

حجت الاسلام شیخ جواد هادی
ازروحانیان معنوی وخوب روستا بوده که صداقت وپاکیش زبانزاد عام وخاص
است حدود ده سال پیش به دیدار معشوق ره سپرد

حجت الاسلام مرحوم شیخ جواد هادی
حجت الاسلام والمسلمین حاج اقا حدادی
اسشان متولد روستای همجوار پیغان بوده وبرای انجام مراسمات مذهبی وکفن ودفن ومجالس ترحیم به این روستا تشریف می آورند واز جمله روحانیون دانشمند وآگاه شهرستان کلیبر می باشند

حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا حدادی
مداحان روستا نوجه ده علیا
میرزا محمد حاتمی
وی در سال 1310 در روستای یوخاری نوغدی دریک خانواده متوسط بدنبا
آمد از کودکی با توجه به علاقه ای که به سوادآموزی داشت مسیر
چندکیلومتری بین روستا وپیغان بالا را حتی در برف وکولاک طی می کرد
وبه تحصیل علم وکمالات در مکتب خانه آن روستا می پرداخت تاجاییکه
عنوان میرزایی یا باسوادبودن را کسب نمود وبا توجه به آگاهیش حکم وقاضی
ومرجع حل اختلاف بین روستاییان گردید وبا قضاوت عادلانه موجبات
صلح وآشتی روستاییان می شد وبا توجه به صدای خوشی هم که داشت
این صدا رادرخدمت دستگاه سروروسالار شهیدان قرار داد وبا نوحه سرایی
های سوزناک موجبات تلطیف دل عزادار روستاییان می شد که اهالی
روستا ازآن خاطرات به نیکی یاد می کنند همچنین میرزا درآن زمان که دارو ودرمان
کم بودبا دعانویسی های خویش از لحاظ روانی موجبات آرامش
وتسکبن دل دردمندان می شد ونقل می کنند اگر گوسفندی با گاوی از
گله عقب می ماند با دعاهای دهان بند گرگ سالم به روستا بر می
گشتند
میرزا محمد حاتمی مداح روستا

میرزامحمد حاتمی به همراه سومین نوه اش سعید حاتمی (شارح بیوگرافی پدربزرگش )
گورستان روستا
این روستا درسمت دروازه شرقی آن دارای گورستان می باشدکه قبور
مقدس شهدا ومرحومین روستا درآن دفن گردیده است که در روستا
مزار دو شهید بنام های حکمعلی نظری و عبدالعلی آهمه به چشم
می خورد
گورستان روستای نوجده علیا
در فوت یکی از اهالی تمام مردم روستا مشارکت می نمایند ودر دفن
وکفن ونماز میت ومراسم خاک سپاری ومجالس شام غریبان و ترحیم
شرکت می نمایند وبرای کمک به خانواده معزا کلیه اهالی روستا میزان
مصوب وتوافق روستائیان که حداقل آن اکنون 50.000 ریال می باشد
پرداخت می نمایند که به لهجه محلی به آن ((یاسلاما)) می گویند وکلیه
اهالی روستا درمجلس ترحیم که عمدتاً قبل از ظهر برگزار می گرددبرای
صرف ناهار واحسان مرحوم به مسجد امام رضا(ع) دعوت می شوند

مزار مطهر یکی از شهدای روستا
در روستا بعداز صرف احسان کلیه اهالی سر قبر تازه درگذشته رفته
وبرای شادی روحش فاتحه ای قرائت می نمایند وصبح زود همان روز
زنان نیز بر مزار تازه درگذشته رفته وشیون و زاری نموده وفاتحه ای
می خوانند



فاتحه خوانی برمزار تازه درگذشته توسط اهالی بعداز صرف ناهار
نوشته شد توسط رضا اسداللهی